زنی که منـــ باشـــم
بی خیالِ دنیا و قانون هاش:)
69.چاشنی:)
چاشنی
+
نوشته شده در دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:45 توسط زنی که من باشم...
در هیاهوی زندگی دریافتم ؛
چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ،
چه بسیار غصه ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ،
دریافتم کسی هست که اگر بخواهد "می شود" و اگر نخواهد "نمی شود"
"به همین سادگی"
کاش نه میدویدم
و نه غصه می خوردم
فقط او را می خواندم و بس ...
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
فروردین ۱۳۹۶
اسفند ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
آرشیو موضوعی
العشقم القوم الشوعر:دی
نامه هایی ب دخترم:دی
چاشنی:)
نامه هایی ب پسرم:دی
روزانه نویسی:)
فرق هایِ مجردی و متاهلیم:دی
BLOGFA.COM